پدر مریم از جانبازان جنگ تحمیلی است و تا کنون چیزی از نظام نخواسته، اما تنها سرمایه اش یعنی دخترش را از او گرفته اند و حتی از دیدار با دخترش، محروم شده است.مریم تحت نظر پزشک است و از نظر روحی شرایط خوبی ندارد و هم اکنون در بازداشت و بلاتکلیف است و به نظر می رسد ماموران و مسئولان امنیتی او را برای اعتراف به کارهای نکرده و دروغین تحت فشار قرار داده اند تا مسئولان برای بازداشت او توجیهی داشته باشند!
منصور حیات غیبی، همسر مریم ضیا، فعال حقوق کودکان که از ۱۱ دی ماه در بازداشت به سر می برد، در نامه ای سرگشاده به دادستان تهران نسبت به شرایط همسر دربندش و عدم اجازه ملاقات به او اظهار نگرانی و اعتراض کرد.
به گزارش کلمه ،متن کامل این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای جعفری دولت آبادی
دادستان محترم تهران
بیش از یک ماه از بازداشت همسر من می گذرد. یک ماه پیش بود که چند مامور لباس شخصی به خانه ما آمدند و پس از تفتیش منزل، همسرم، مریم ضیا را بازداشت کردند و با خود به بند ۲۰۹ زندانی اوین بردند. از آن زمان تا کنون غیر از دو تماس تلفنی کوتاه خبر دیگری از او نداریم.
اکنون یک ماه است که دخترانم بدون مادر زندگی خود را سپری می کنند، یک ماه است که هر روز به دختر کوچکم می گویم امروز مادرت تماس می گیرد، یک ماه است که هر هفته با وعده دیدار، دخترانم را به اوین می برم و هر بار ناامیدتر از قبل، به منزل باز می گردیم. یک ماه است که پاسخی برای دلتنگی های دختر کوچکم که اکنون بیش از هر زمان به مادر خود، نیاز دارد، ندارم.
آقای دادستان
در این یک ماه هر بار که به زندانی اوین می روم، اجازه ملاقات با همسرم را نمی دهند و از حال و روز او بی خبرم. هر بار که به زندان و دادگاه انقلاب مراجعه می کنم تا اندکی از وضعیت همسرم مطلع شوم، من را به دادستانی هدایت می کنند و آنجا هم متاسفانه علی رغم مراجعه مکرر برای گرفتن اجازه ملاقات، هنوز این امکان برای من محقق نشده است.
آقای جعفری دولت آبادی
هربار که به دادگاه انقلاب مراجعه می کنم، از وضعیت همسرم و شرایط نگهداریش اظهار بی اطلاعی می کنند. چگونه می شود، مرجعی که حکم بازداشت و ورود به منزل را صادر کرده است، بی اطلاع باشند؟! همسر من تنها یک فعال حقوق کودک بود. او جهانی بهتر و عادلانه تر را برای کودکان می خواست. شاید تنها جرمش هم همین باشد. زیرا که او فعالیت دیگری ندارد و عضو و وابسته به هیچ دسته و گروهی نیست و من دلیل بازداشت او را نمی دانم.
آقای دادستان
پدر مریم از جانبازان جنگ تحمیلی است و تا کنون هیچ گاه هیچ چیزی از نظام نخواسته، اما تنها سرمایه اش یعنی دخترش را از او گرفته اند و حتی از دیدار با دخترش، محروم شده است.
باید به شما بگویم مریم تحت نظر پزشک است و از نظر روحی شرایط خوبی ندارد و هم اکنون در بازداشت و بلاتکلیف است و به نظر می رسد ماموران و مسئولان امنیتی او را برای اعتراف به کارهای نکرده و دروغین تحت فشار قرار داده اند تا مسئولان برای بازداشت او توجیهی داشته باشند!
آقای دادستان
از مسئولیت پذیری و اقدامات مفید شما بسیار شنیده ایم، از شما تقاضا می کنم به وضعیت او رسیدگی و آزادی او را میسر کنید، یا حداقل مساعدتی کنید تا من و دخترانم بتوانیم او را ملاقات کنیم و از شرایط و وضعیت جسمانی و روحی او باخبر شویم.
با سپاس
منصور حیات غیبی




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر