هر چند در شرایط کنونی کشور پرداختن به مسائل اسف بار اقتصادی کشور و نحوه مدیریت قوای حاکم در این رابطه چنگی به دل نمی زند و توجهی را به ویژه از سوی دولتمردان حاکم برنمی انگیزد، اما از آنجا که منابع نفت و گاز شاهرگ حیاتی ایران به لحاظ تامین انرژی و درآمد حساب می شوند و سرمایه گذاری در این منابع تضمین کننده حیات و پویایی و رشد کشور است و هرگونه تعلل و سستی در اینباره آینده تاریک و سختی را برای ایرانیان بهمراه خواهد داشت، گزارش تحلیلی زیر توسط کمیسیون برنامه جبهه مشارکت به عنوان مشتی نمونه از خروار عملکرد دولت نهم و پس از نهم در مورد وضعیت صنعت گاز ارائه می شود تا معلوم گردد چه بلایی گریبانگیر اقتصاد کشور شده و می شود و البته اگر خدا یار شود در گزارشی دیگر به ارائه گزارشی درباره صنعت نفت نیز خواهیم پرداخت.
• ۲/۹۱% خانوارهای شهری و ۳۱% خانوارهای روستایی و در مجموع ۷۵% خانوارهای کشور یعنی ۱۵میلیون خانوار ایرانی ازگاز بهرهمند میباشند (آمار نیمه سال۸۸). مجموعه مصرف خانگی ـ تجاری ۴۳% کل مصرف داخلی گاز را به خود اختصاص میدهد.
• ۷۳% سوخت نیروگاههای حرارتی تأمین برق کشور را گاز تشکیل میدهد (طبق آمار سال ۸۶) ۳۲% کل مصرف داخلی گاز کشور (مطابق آمار ۸۷) را نیروگاهها مصرف میکنند.
• ۵۸% انرژی مصرفی صنایع کشور به ویژه صنایع عمده فولاد، پتروشیمی، سیمان و پالایشگاهها توسط گاز تأمین میشود. ضمن اینکه در پتروشیمی و فولاد به عنوان خوراک هم مورد استفاده قرار میگیرد. ۲۵% کل مصرف داخلی گاز در مجموعه مصروف صنایع میگردد. به علاوه امروزه بالغ بر یک میلیون و ششصد خودرو گازسوز میباشند.
• علاوه بر مصارف داخلی بخش معتنابهی از گاز تزریقی به میادین نفتی جنوب از طریق انتقال گاز به منطقه نفتی تأمین میشود تا چاههای نفت ایران که نیمه عمر خود را طی کردهاند، صیانت شود و نفت ذخیره آن قابلیت بهرهبرداری بیشتری پیدا کند.
همانگونه که ملاحظه میشود گاز طبیعی که در زمان حاضر ۶۲% از کل سبد انرژی کشور را تأمین میکند با حیات اجتماعی و اقتصادی مردم کشورمان عجین شده است. این حامل انرژی با آهنگ رشد سالانه ۱۳% (حداقل)، در سال افق چشمانداز ۱۴۰۴ سهمی بالاتر از ۷۱% در سبد انرژی کشور را به خود اختصاص خواهد داد.
شرکت ملی گاز ایران برای تأمین نیازهای مصرف گاز در افق چشمانداز باید به تولیدی معادل حداقل ۵۲۰ میلیارد مترمکعب در سال یعنی میانگین ۱۴۰۰ میلیون مترمکعب در روز با
۵۲ هزار کیلومتر خط لوله فشار قوی و بالغ بر ۱۸۳ میلیارد دلار سرمایه گذاری برسد.
در صورتی که اهداف چشمانداز در تأمین، فرآوری و انتقال روزانه ۱۴۰۰ میلیون مترمکعب گاز تحقق نیابد. علاوه بر اینکه در داخل با چالش جدی مواجه خواهیم شد. صادرات گاز عملاً امکانپذیر نخواهد بود. هر چند در حال حاضر نیز واردات گاز از صادرات آن بیشتر است و میرویم که به جای صادرکننده به یکی از واردکنندگان اصلی گاز در افق چشمانداز تبدیل شویم.
شرکت ملی گاز به عنوان یک نهاد و سرمایه بزرگ ملی با وجود منابع انسانی با ظرفیت و دلسوز و علیرغم برخورداری از ابعاد گسترده فنی ـ عملیاتی و بازرگانی در اثر شرایط موجود کشور و نقایص مدیریتی و راهبردی در معرض موانع و چالشهای عمیقی قرار دارد که در صورت استمرار این وضعیت هرگز قادر به تحقق مأموریتهای محوله تا رسیدن به افق چشمانداز نخواهد شد. در اینجا به برخی از چالشهای شرکت ملی گاز میپردازیم:
۱٫ تراز منفی تولید و مصرف:
در حالی که آهنگ مصرف گاز در کشور خصوصاً در بخش خانگی (به قول جواد اوجی مدیر عامل فعلی شرکت ملی گاز رشد مصرف خانگی در سال ۸۸ نسبت به سال قبل ۲۷% رشد داشته ـ مصاحبه با شبکه ۲ تاریخ ۱۸/۱۰/۸۸) رو به تزاید است و نرخ رشد سالانه مصارف گاز بالغ بر ۱۳% میباشد. اما نه تنها تولید گاز از چاههای میدان پارس جنوبی در سالهای اخیر متوقف شده بلکه چاههای فازهای قبلی ۹ و ۱۰ پارس جنوبی نیز هنوز در مدار تولید قرار نگرفته و افتتاحهای صورت گرفته تنها پالایشگاهها را در برمیگیرد. به علاوه فازهای بعدی آن نیز بیش از ۴ سال است از جهت تأمین گاز در میدان مشترک با قطر بلااقدام مانده است. دراین میان شرکتهای نفت و گاز معتبر بینالمللی همچون توتال که همراه با اجرای پروژهها، سرمایه، فناوری و نظام پیشرفته مدیریتی خود را به صنعت گاز کشور انتقال میدادند مدتی است از ورود به اجرای طرحهای پارس جنوبی انصراف داده و دفاتر شرکتهای خود را در ایران جمع یا غیرفعال کردهاند.
در حال حاضر طبق آمار رسمی به طور میانگین ۵۶ میلیون مترمکعب تراز گاز منفی
میباشد. به عبارت دیگر برای پاسخگویی به مصرف داخلی و رشد روزافزون آن سالانه باید حداقل در حد ۲ فاز پارس جنوبی تولید صورت گیرد و حتی در صورت اعمال محدودیت یعنی قطع سوخت نیروگاه و کاهش قابل توجه گاز صنایع و تقلیل تزریق گاز به چاههای نفت باز هم تراز منفی گاز به طور میانگین ۲۰ میلیون مترمکعب در روز
میباشد.
این کمبود در فصل سرد خسارات زیادی به اقتصاد ملی وارد ساخته و محیط زیست را با آسیبهای جدی مواجه میسازد. به خصوص در ماههای دی و بهمن تحویل گاز به بسیاری از صنایع محدود و در مواقعی قطع میشود. گاز تزریقی به چاهها به طور قابل ملاحظهای کاهش مییابد. نیروگاهها از سوخت دوم (نفت گاز و نفت کوره) استفاده
میکنند و متأسفانه ناخالصیهای گاز طبیعی به طور اعلام نشده افزایش مییابد.
این تراز منفی تولید نسبت به مصرف که به صورت تصاعدی بالا میرود، در آینده نزدیک به یک بحران در بخش گاز و انرژی تبدیل میشود. مصرف رو به افزایش و با بازدهی اندک مثلاً نیروگاههای برق با راندمان متوسط زیر ۳۰% که بسیار پایین است کار میکند و ایران سومین مصرفکننده گاز در جهان میباشد. این در حالی است که
طرحهای مهم تولید گاز در پارس جنوبی متوقف و افق آینده آن مبهم میباشد. آنچه مسلم است تا چند سال آینده تولید گاز افزایش قابل توجه نخواهد داشت.
بدین ترتیب شیب منحنی تراز منفی گاز نگرانکننده است. با این وجود شورای انرژی کشور که در تنظیم سبد انرژی کشور و هدایت مصرف بهینه و انجام هماهنگیهای لازم بین نهادهای ذیربط وظیفه خطیری بر عهده دارد، عملاً تعطیل میباشد. برنامهریزی برای جلوگیری از مصرف بیرویه انرژی و بخصوص مصرف بهینه گاز امری ضروری میباشد. اما گویا دولت حاکم با ساده انگاری حل این مسئله را عمدتاً در ارتقاء قیمت حاملهای انرژی میبیند و به ابعاد دیگر رسیدن به مصرف بهینه کمتر توجه مینماید.
۲٫ سرمایه گذاری:
اغلب کشورها، تحقق چشمانداز و استراتژیهای کلان خود را با سرمایه گذاری، فناوری، کارآیی ورقابت دنبال میکنند. سرمایه گذاری در ایران بیشتر به سرمایه گذاری دولتی وابسته است و متأسفانه سرمایه گذاری بخش خصوصی داخلی و خارجی بخصوص در حوزه تولید گاز به نحو چشمگیری کاهش و به یک معنی متوقف شده است.
این در حالی است که ایران در میدان مشترک و عظیم پارس جنوبی با قطر در رقابتی اساسی قرار دارد. تعداد چاههای گازی حفر شده توسط کشور قطر طی چند سال گذشته رو به افزایش بوده اما در ایران پس از ۲۰۰۴ (از دولت احمدینژاد) کاهش داشته است. به طوریکه رشد تولید گاز قطر که عمدتاً از پارس جنوبی صورت میگیرد. به ترتیب از ۲۰۰۷-۲۰۰۴ عبارتند از ۲۴، ۱۷، ۱۱ و ۱۸ درصد اما در همین دوره رشد تولید گاز ایران عبارتند از ۶/۱۲، ۹/۹، ۷/۶ و ۳ درصدبوده است اما اگر رشد تولیدگاز ایران از منابع پارس جنوبی را در نظر بگیرید از این هم کمتر است به طوریکه حتی چاههای مربوط به فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی که قرار بود در سال ۱۳۸۵ افتتاح شود و با وجود افتتاح پالایشگاههای آن توسط رئیس جمهور به علت نقص تأسیسات درون چاهی هنوز در خط تولید قرار نگرفته است.
فازهای ۱۱ تا ۱۴ هم که قرار بوده توسط شرکتهای شل و توتال با همکاری پتروپارس به بهرهبرداری برسد با مشکل مواجه شده و شرکتهای خارجی حاضر به ادامه کار نشدهاند اجرای فازهای ۱۵ و ۱۶ نیز که بدون مناقصه در اختیار قرارگاه خاتم قرار گرفته با تأخیر به پیش میرود و همه اینها دچار مشکلات اساسی هستند.
ویژگی سرمایه گذاری خارجی توسط شرکتهای خارجی علاوه بر ورود سرمایه به کشور انتقال تکنولوژی و تجربه مدیریتی و کارآیی و توانمندسازی صنعت داخلی را نیز به همراه داشت. کما اینکه شرکت توتال و دیگر شرکتها چنین نقشی را در فازهای اول تا دهم ایفا کردند.
در حال حاضر ظرفیت تولید گاز در کشور حدود ۵۰۰ میلیون مترمکعب در روز میباشد که طبق پیشبینی چشمانداز ۲۰ ساله باید تا سال ۱۴۰۳ به بالغ بر ۱۴۰۰ میلیون مترمکعب برسد. برای تحقق این میزان تولید فقط برای توسعه صنعت گاز در بخش پایین دستی (پالایش ـ انتقال ـ ذخیرهسازی ـ LNG و توزیع) حداقل ۱۸۳ میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز میباشد. البته این مقدار به جز سرمایه گذاری در بخش بالادستی یعنی اکتشاف، تولید و تأمین گاز میباشد. در اینجا از میزان سرمایه گذاری برای جبران استهلاک و نگهداری صنعت گاز هم صرفنظر کردهایم.
این میزان سرمایه گذاری در قالب برنامههای چهارم، پنجم، ششم و هفتم به ترنیب ۲۲، ۴۴، ۵۹ و ۵۸ میلیارد دلار برآورد شده است. در برنامه چهارم که در پایان آن به سر میبریم و عمدتاً دولت سرمایهگذار بوده است. حدود ۸۰% سرمایه گذاری پیشبینی شده، جذب گردیده است.
در برنامه پنجم این میزان به دو برابر بالغ میشود که قطعاً مشکل جذب سرمایه گذاری وجود دارد و اتفاقاً در برنامههای پنجم به بعد مشکل تأمین سرمایه هم جدی است یعنی هم مشکل تأمین سرمایه و هم مشکل جذب سرمایه در صنعت گاز خواهیم داشت. مشکل جذب ناشی از ضعف مدیریتی و فناوری و ضعف نهادهای دولتی و اجتماعی همچنین عدم کارآیی قابل قبول بخش خصوصی در صنعت نفت و گاز و افت آنها در سالهای اخیر به ویژه با توجه به عدم رقابت سالم و جایگزین کردن قرارگاه و شرکتهای دولتی بدون رقیب در عرصه فعالیتهای نفت و گاز میباشد.
این در حالی است که این حجم سرمایه گذاری میتوانسته و میتواند با یک مدیریت درست شرکتهای فعال در صنعت نفت و گاز را ارتقاء بخشد و آنها را توانمند سازد. بازار گستردهای برای صنعتگران و تولیدکنندگان داخلی فراهم نماید و فرصتهای شغلی زیادی بوجود آورد و بدین ترتیب توان داخلی کشور را توسعه دهد.
اما واقعیتها همه حکایت از آن دارد که با وضعیت موجود تحقق اهداف چشمانداز در صنعت گاز حتی در حد تأمین نیاز داخلی کشور امکانپذیر نیست.
تغییرات هرم سنی جمعیت و نرخ رشد تشکیل خانواده از یکسو و ضرورت توسعه
فعالیتهای اقتصادی و صنعتی وابسته به گاز و آهنگ رو به رشد مصرف داخلی گاز بویژه در بخش خانگی (که بالای ۲۵% در سال میباشد) میزان تقاضای داخلی برای گاز طبیعی در افق چشمانداز را به ۲۸۰۰ میلیون مترمکعب در روز یعنی دو برابر میزان پیشبینی شده میرساند. حتی با فرض تحقق افق چشمانداز یعنی ۱۴۰۰ میلیون مترمکعب در روز که استدلال کردیم با روند فعلی و مدیریت موجود همان هم امکانپذیر نیست، ایران به یک واردکننده تمام عیار گاز طبیعی تبدیل خواهد شد. البته راه دوری نباید رفت، همانطور که اشاره شد در حال حاضر نیز تراز صادرات ما منفی است و با دو قرارداد دولت حاکم که در دی ماه ۸۸ با ترکمنستان و آذربایجان منعقد کرد میزان واردات از هم اکنون رو به افزایش است. هر چند واردات گاز فینفسه منفی نیست اما به شرط آنکه ظرفیت صادرات تأمین شود و تراز آن منفی نباشد. آنچه مسلم است اینکه پیشبینی سهم ۱۰-۸ درصدی صادرات گاز جهانی توسط ایران خیالی بیش نیست.
سرمایه گذاری در امر توسعه تکنولوژی در صنعت گاز یکی از اولویتهای مهم میباشد که باید برای آن برنامهریزی هدفمند و مؤثر صورت پذیرد. صنعت گاز کشور در حوزه دانش و فناوری از فقر و نیازمندی زیادی در زمینههای مختلف اعم از تأسیسات درون چاهی و سرچاهی، فرآوری و پالایش، خطوط انتقال، ذخیرهسازی، LNG، توزیع و حتی بازدهی اندک انرژی در بخش مصرف و همچنین فناوریهای محیط زیست رنج میبرد و با چالشهای جدی مواجه است.
هر چند شرکت ملی گاز با برخورداری از فرصتهای بوجود آمده از آغاز تأسیس در ۴۰ سال گذشته از توانمندی قابل قبولی در بهرهبرداری، نگهداری و تعمیرات صنعت گاز برخوردار میباشد اما در امر توسعه فناوری صنعت گاز و بخصوص فناوریهای برتر نتوانسته است همراه با تحولات صنعت گاز جهان به پیش رود و در صورت ادامه
سیاستهای موجود و بیتوجهی به امر سرمایه گذاری در فناوریهای موردنیاز صنعت گاز نخواهد توانست درکلاس جهانی عمل کند و از قافله شرکتهای بزرگ گاز جهان و دنیا و حتی رقبای منطقهای عقب خواهد ماند.
۳٫ ناکارآمدی مدیریت و خلاءهای منابع انسانی
توجه به ابعاد گسترده صنعت گاز کشور و اجتنابناپذیربودن توسعه شتابان زنجیره عرضه گاز و نظر به چالشهای جدی رسیدن به اهداف صنعت گاز در افق چشمانداز
(یعنی: افزایش سهم ایران در بازار جهانی تجارت گاز (۱۰%) ـ رشد سهم گاز در سبد مصرف انرژی کشور (۷۱%) ـ دومین تولیدکننده گاز جهان ـ جذب سالانه ۷ میلیارد دلار سرمایه گذاری در بخش پایین دستی ـ جذب سالانه ۱۲۰۰ نفر منابع انسانی مستعد) ضرورت تبیین چشمانداز و استراتژی شفاف، اصلاح ساختار و اساسنامه موجود و از همه مهمتر برخورداری از مدیریت و منابع انسانی پیشرفته حتمی است. حتی اگر از رسیدن به افق چشمانداز هم عدول شود، برای حفظ وضع موجود و جلوگیری از تخریب و عقبگرد این شرکت بزرگ ملی، توسعه و تحول همه جانبه و کیفی در منابع انسانی و کلیه عوامل مؤثر در این صنعت بخصوص مدیریت ارشد شرکت ملی گاز ضروری است. بویژه آنکه در چند سال گذشته سرمایه انسانی شرکت آسیب جدی دیده است. در غیر اینصورت شرکت گاز که از رقبای منطقه ای خود مثل گاز پروم روسیه کیلومترها عقب افتاده، حتی از شرکت گاز قطر نیز عقبتر خواهد رفت.
به نظر میرسد مدیریت ارشد گاز سرمایه اصلی خود یعنی سرمایه انسانی را کمتر به حساب میآورد و اهمیت نمیدهد. بعلت ضعف مدیریت منابع انسانی در شرکت و توقف ۱۰ ساله استخدام در سالهای پس از انقلاب، در این مقطع عمده مدیران و مهندسان و کارشناسان مجرب و بادانش شرکت گاز بازنشست شده یا در حال بازنشستگی هستند. بدون اینکه جایگزینهای باکیفیتی خلاء حضور آنها را پر کنند. مدیران ارشد وزارت نفت و مدیریت عامل شرکت گاز نه تنها به فکر رفع این مشکل نیستند بلکه به جای حفظ عوامل دانشی و مجرب موجود یا حتی به تأخیر انداختن بازنشستگی آنها، باکمال تعجب منابع انسانی شایسته و توانمند موجود را حذف و یا در انزوا قرار میدهند و به جای آنها افراد فاقد شایستگی و دانش و مهارت را بالا میکشند. در حال حاضر در شرکت، انتصابات از مدیر عامل گرفته تا مدیران ارشد، حتی عزل و نصب مدیران عملیاتی و تخصصی به شدت تابع عوامل سلیقهای و سیاسی است که از بیرون دیکته میشود. این عزل و نصبهای حاکم فرموده، حتی به مدیران میانی و کارشناسان نیز رسیده است. جالب اینجاست که به افرادی که عزل شده، گفته شده شما از هر جهت شایسته هستید، اما گفته اند شما نباشید یا اینکه فشار برای عزل شما زیاد است!
نه اینکه کارگزاران دولت، افراد متمایل به اصلاحطلبان را برنمیتابند که آن اصل لاتغیر آنهاست بلکه اینک در دوره جدید تصفیه ها به عوامل راستگرا و محافظه کار رسیده است. بارها اتفاق افتاده مدیرانی که خود این دولت منصوب کرده عزل و از حیزّ انتفاع انداخته اند. مثلاً در یکی از مدیریتهای اصلی شرکت گاز از سال ۸۵ تاکنون، ۵ مدیر جابجا کرده اند. یعنی هر ۹ ماه یک مدیر که همه از یک جریان سیاسی بودهاند، برگمارده شده اند.
ثبات مدیریتی در شرکت گاز بهم ریخته و ارکان سازمان را به لرزه درآورده است. در آغاز فصل سرما که فصل حساس کاری میباشد، انتشار لیست تغییرات مدیران گاز در مطبوعات و رسانهها که به اخراجیهای ۲ معروف شد این شایعه را در سطح کارکنان شرکت ترویج کرد که پس از فصل سرما، تعداد معتنابهی از مدیران موجود جای خود را افراد ضعیف، بیبرنامه و فاقد شایستگیهای حداقلی خواهند داد.
به راستی این دولت حتی اگر دلسوز خودش هم بود، اینگونه این صنعت استراتژیک را که با حیات اجتماعی و اقتصادی کشور و جامعه پیوند تنگاتنگ دارد در دست مدیران ضعیف و کوتاه بین قرار میداد؟ آیا دولت این را درک نمیکند که شرکت گاز یک شرکت تخصصی بوده و سیاسی نیست. لذا نباید با قرار دادن عنان اختیار آن در کف سیاست بازانی که به فکر تقسیم غنائم، ثروتها و موقعیتهای آن هستند با سرنوشت خود بازی کند. شاید هم خود دولت به کشور و امکانات آن به چشم طعمه و غنیمت نگاه میکند. در هر دو صورت مردم و کشور خسارت میبینند.
شرکت ملی گاز در حال حاضر دارای بیش از ۱۸۰۰۰ کارمند رسمی است که اکثر آنها جوان و از تحصیلات دانشگاهی و تجربیات کاری و فنی برخوردار میباشند. در صورت اعمال سیاستهای درست توسعه منابع انسانی، این مجموعه با پتانسیل، به خوبی قادر خواهد بود با بهرهگیری از دانش و تجربه کارکنان مجرب و متخصص موجود، شرکت را به اهداف تعریف شده برساند. اما متأسفانه سیاستهای غلط و مدیریتهای ناکارآمد موجود، به همراه دخالتهای بیجا و تنگنظریها و منفعتطلبیها، این ظرفیت عظیم سرمایه انسانی را معطل گذاشته و مانع از رشد و شکوفایی آنها در حوزههای مختلف عملیاتی، کارشناسی و مدیریتی گشته است.
جمع بندی:
مجموعه چالشها و کاستیهایی که از این صنعت عظیم در میان گذاشته شد بعلاوه عوامل دیگری مثل:
o ابهام در رسالت و چشمانداز صنعت گاز
o ناکارآمد بودن ساختار و اساسنامه شرکت ملی گاز
o عدم مدیریت یکپارچه در زنجیره عرضه گاز
o ضعف ارتباطات بینالمللی
o مشکل تأمین تجهیزات و مواد موردنیاز
o تحریمها و اثرات منفی آن در صنعت گاز
o عقبافتادگی در فناوری و دانش موردنیاز صنعت گاز
o بهرهبرداری یکطرفه قطر از میدان مشترک پارس جنوبی
o عدم وجود سیاست شفاف در صادرات و واردات
o بلاتکلیفی در سیاستهای خصوصی سازی
o مشکلات ایمنی و زیست محیطی
o شدت بالای مصرف انرژی در کشور
اینها همه مشکلات و مسائلی هستند که از دید مدیران هوشمند و دورنگر نباید نادیده گرفته شده و به حال خود رها شود.
هر کدام از اینها که زنجیروار به هم متصل هستند در جای خود از اهمیت درخوری برخوردارند. با اینهمه در شرایط موجود صنعت گاز نه فقط قادر به جبران کاستیهای گذشته نیست. بلکه هنوز هم از مایه می خورد، لذا اگر تدابیر قوی برای حفظ و توسعه این صنعت عظیم، چه در سطح ملی و چه در سطح شرکت گاز و وزارت نفت اتخاذ نشود، آینده آن نگران کننده است.




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر