انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی اهواز نامه ای سرگشاده خطاب به آیت الله مکارم شیرازی ارسال کردند.
به گزارش جرس، در بخشی از این نامه آمده است : دغدغه امروز ما دغدغه دینمان و دغدغه کشورمان است. هرگاه به نام خدا ودین خدا ، بر بندگان خدا سخت بگیرند ، حق آنان را پایمال کنند ، آزادی را از آنان سلب کنند ، خونشان را به ناحق بریزند و در حالیکه نام خدا بر لب دارند لباس پلنگ بپوشند و دندان ببر نشان دهند ، آن موقع است که ذهنیت مردم نسبت به دین ومنشا اصلی آن یعنی خداوند تغییر می کند مانند آنچه که در کلیساهای قرون وسطی رخ می داد.
متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسم رب الشهدا والصدیقین
محضر شریف آیت الله العظمی مکارم شیرازی
با سلام و احترام
با دلی آکنده از غم و اندوه فراوان لب به سخن می گشاییم و رنج و اندوه خود را با یکی از مراجع فهیم و عالیقدر دینیمان در میان می گذاریم.حضرت آیت الله مکارم شیرازی ، جنابعالی همواره پیش و پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر ، مواضع هوشمندانه و خیر خواهانه اتخاذ می نمودید که خود موجب دلگرمی مردم می شد و در شرایطی که گاها حتی شاهد مواضع عجولانه و سخت گیرانه از سوی برخی مسئولین وسیاسیون بودیم ، سخنان حضرتعالی و دیگر بزرگان آگاه و حق طلب ، ما را امیدوار به تلطیف اوضاع و جلوگیری از برخوردهای عجولانه و نادرست می نمود. اما شرایط امروز کشور بیش از هر روز دیگر نیازمند مصلحت اندیشی خواص و بزرگان دینی است و امتحانی سخت برای همه ما در پیش است که امتحان الهی برای همگان است . خداوند حتی پیامبرانش را نیز به سختی آزموده است و امروز هیچکس از خطا و اشتباه مصون نیست و تنها خداوند است که به موفقیت یا شکست ما آگاه است.
خداوند پیامبران الهی را به بشر عطا کرد تا دینش راهی باشد برای نجات بشریت ، دین آمده است برای آزادی انسان ، دین آمد تا خونریزی ها را پایان دهد نه اینکه خون ها بریزد ، دین برای صلح آمده است نه برای جنگ،دین آمد تا حق مظلوم ستانده شود نه اینکه به بندگان خدا ظلم شود ،دین آمد تا جوامع بشری را اصلاح کند،نه اینکه جلوی اصلاح جامعه بایستد .اسلام از همان ابتدایی که به بشریت موهبت شد ، پیام آور آزادگی ، صلح و عدالت بوده است ؛ اسلامی که انقلابی همه جانبه کرد برای معنا یافتن انسانیت.
دغدغه امروز ما دغدغه دینمان و دغدغه کشورمان است. هرگاه به نام خدا ودین خدا ، بر بندگان خدا سخت بگیرند ، حق آنان را پایمال کنند ، آزادی را از آنان سلب کنند ، خونشان را به ناحق بریزند و در حالیکه نام خدا بر لب دارند لباس پلنگ بپوشند و دندان ببر نشان دهند ، آن موقع است که ذهنیت مردم نسبت به دین ومنشا اصلی آن یعنی خداوند تغییر می کند مانند آنچه که در کلیساهای قرون وسطی – که حتی تفکر و خرد ورزی را نیز ممانعت می کردند- رخ می داد.نباید اجازه داد که عده ای فرصت طلب و یا گمراه و منحطط خود را در جرگه انقلابیون و اهل تقوی وارد نمایند ودر لوای ظاهر سازی خود برای رسیدن به اهدافشان به هر عمل ضد اسلامی و مغرضانه دست بزنند. مگر فرقه های ضاله به نام اسلام در دنیا ترورها و کشتارها نکردند؟ مگر همین فرق ضاله به نام خدا ، خون انسان های بی گناه را به جرم شیعه بودن نریختند؟ اگرامروز برخی چهره اسلام را خشن معرفی می کنند ، این چنین اعمالی را مستمسک خود قرار می دهند و وظیفه ی ما مسلمانان این است که در برابر این چهره سازی های دروغین بایستیم و از وجهه ی دینیمان دفاع کنیم و در جهت روشن ساختن چهره ی اصلی اسلام که همانا عدالت،آزادی وظلم ستیزی است گام برداریم.
و اما حسین (ع) ...
وقتی از امام حسین (ع) سخن می گوییم ، عقایدش را نیز به یاد بیاوریم ؛ همان حسینی که گفت: اگر در دنیایتان دین ندارید حداقل آزاده باشید وحال در دنیایی که همگان ادعا می کنند که دین دارند،آزادگی گناهی نابخشودنیست! امام حسین (ع) جان خود و عزیزترین افراد خانواده خود را فدای آزادی امت اسلام کرد. وقتی یزید با نام اسلام و خلافت اقدام به هر عمل ضد اسلامی و ضد انسانی نمود امام حسین (ع) برای صیانت از وجهه اسلام قیام کرد ؛ نه فقط ایرانی و نه فقط مسلمان بلکه آزادیخواهان جهان نیز بخاطر این رشادت ها و آزادگی ها نسبت به ایشان ارادت دارند.قلب ها اینگونه با حسین (ع) است اما اگرهمان فرصت طلبان و یا گمراهان بخواهند زیر پرچم سید الشهدا بر مردم خشونت ها کنند، تصور از حسین (ع) چه می شود؟ هتاک به امام حسین (ع) قطعا محکوم است و هیچ ایرانی معتقد این توهین ها را بر نمی تابد و هتاکان به ارزش ها ، مطرودند و منفور و هرگز هیچ جایی در صفوف مردم ایران عزیزمان ، با هر عقیده ای ، ندارند و حساب هتاکان از دیگر مردم جداست ولی هنگامیکه سخن از حرمت شکنی عاشورا می شود ، آیا مخدوش نمودن چهره اسلام و زیر پا گذاشتن عقاید و آرمان های حسینی ، بی حرمتی به اسلام و امام حسین (ع) نیست؟ آیا کشته شدن مسلمانان و هموطنانمان را در روز عاشورا بی حرمتی به محرم و عاشورا نمی دانیم؟ آیا منطقی است که بگوییم مردم معترض برای کف و سوت زدن جان خود را در دست گرفته اند و به خیابان ها آمده اند؟ اینان همان معترضانی نیستند که حتی شعارشان با " یا حسین" شروع می شود؟
و اما نگرانی بزرگ دیگر ، نگرانی برای وطن است. وطنی که هویت ماست ، کشوری که مردم آزاده اش برای صیانت از ذره ذره خاکش ، خون ها فدایش کرده اند. وحال متاسفانه شرایط ، رفتارها و برخوردهایی را در کشور می بینیم که مسلما شایسته این ملت بزرگوار نیست و سوال اینجاست که چه اتفاقاتی رخ داده که وضعیت اینگونه شده است؟
اگر بعد از انتخابات خردادماه ، واکنش ها و اقدامات صحیحی صورت می گرفت ، آیا حال شاهد بالا گرفتن نارضایتی ها و اینگونه بحران ها در کشور بودیم؟ بعد از انتخابات کدامین اقدام در جهت مصالحه انجام شد؟ آیا جز این بود که هر بار اقدام به خشونت و سخت گیری بیشتری شد؟ چرا نمی خواهیم بپذیریم که این معترضان هم برای آینده کشور خود دغدغه هایی دارند؟ چرا تنوع آرا و حضور مردمی در جامعه که حاضرند برای اصلاح کشورشان شدیدترین بلایا را تحمل کنند را بجای آنکه فرصت بدانیم ، تهدید می شماریم؟
چرا به معترضانی که طرفدار انقلاب هستند ، هیچ فرصتی برای ابراز عقاید و نظرات داده نمی شود؟ آیا در زمان امام علی (ع) کسی جرات ابراز نظر مخالف را نداشت و یا بالعکس ، عقاید آزادانه بی آنکه کسی مورد تعرض قرار بگیرد ، ابراز می شدند؟ عدالت اسلامی در زمان امام علی (ع) تا به حدی بود که امیرمومنان ، خلیفه مسلمین ، در برابر یک نا مسلمان در دادگاه اسلامی حاضر شده وبرابر شمرده می شد ؛ آری اینها اسلام اصیل است.
وقتی گفته می شود بعضی خواص خود را از معاند کشور جدا کنند آیا در برخورد با اینان مرزبندی انقلابی و ضد انقلابی رعایت شد؟ آیا نمی دانیم که نوع رفتار با آنها ست که مرز بندی ویا عدم تفاوت را ایجاد می کند؟ چگونه افراد انقلابی خود را معاند نظام و کشور می نامیم؟ به نظر می رسد عده ای مایلند بجای تبری اینان از معاندان ، آن ها را دشمن جلوه دهند تا با هزینه کردن نظام با آنان برخورد کنند همانگونه که حتی قبل از این وقایع نیز اینچنین تهمت هایی را نسبت می دادند.
مسلما اینگونه اعمال و اقدامات و برخورد های خشونت آمیز با مردم ، سلب آزادی بیان و بازداشت های وسیع موجب بوجود آمدن این فضا در کشور شده است و قطعا این اعمال خیانت به اسلام است و وظیفه امروزمان دفاع از کشور و دینمان است. و اما با اقداماتی همچون احترام به عقاید متفاوت و به رسمیت شناختن آن ، پیگیری جنایاتی که در این وقایع رخ داده است و برخورد قاطع با مسببین این جنایات ، قرار دادن تریبون در اختیار معترضین در صدا و سیما، حاکم ساختن فضای منطق و گفتگو در جامعه بجای درگیری و تشنج ، آزادی مطبوعات و رسانه ها ، توقف افترا و تهمت زدن به چهره ها و اشخاص انقلابی از هر دو سمت ، جلوگیری از بازداشت های بی مبنا و آزادی زندانیان سیاسی و ایجاد فضای آزادی و آزاد اندیشی واز بین بردن فضای امنیتی در جامعه ، مسلما می توان گام های اساسی در جهت بهبود شرایط برداشت. نیکوتر آنست که خیرخواهان در آرام سازی جو متشنج ایجاد شده در کشور و پر کردن شکاف بین صفوف پایه گذاران انقلاب اسلامی حداکثر تلاش و کوشش خود را بعمل آورده که این امر موجب بازگرداندن اعتماد عمومی و رضایت ملت مومن ایران می شود.
مراجع دینی در طول تاریخ همواره در کنار مردم و پشتیبان آنان بوده اند و امروز و در شرایط حساس کنونی کشور از مراجع دینی و علما انتظار می رود در کنار ملت شریف ایران به دفاع از آرمان ها و ارزش های انسانی و اسلامی بپردازند. اگر امروز سفره ی دل می گشاییم و در پیشگاه جنابعالی شکوه سر می دهیم به آن دلیل است که امید به اصلاح شرایط و اوضاع کشور داریم و انشاالله با هوشمندی چهره های حق طلب و مردمی شاهد برقراری آزادی و امنیت در کشور باشیم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکا تة




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر