دکتر جلایی پور: رهبری جنبش سبز، یک رهبری نجیب است، در فضای بی حیایی سیاسی
دکتر جلاییپور سخنران اول این مراسم بود. وی گفت: اولین خصیصه جامعه ایران بعد از انتخابات این است که دولت در ایران با چهار معضل روبروست که به ترتیب این معضلات تبدیل به بحران می شود، دومین خصیصه ظهور و شکل گیری یک جنبش فراگیر اجتماعی، مدنی، مسالمت آمیز و پیش برنده است. در ارتباط با خصیصه اول باید گفت که اولین معضل عدم مشروعیت سیاسی است. در دولت هایی که مشروع باشند، اکثریت مردم حکمرانی دولت را بدون ترس قبول می کنند و خودشان در ساختن دولت سهیم می شوند."
از این نظر، دولت در ایران مشروع نیست، قبلا هم با مشکل مشروعیت رو برو بوده است ولی این مساله بعد از انتخابات شدیدتر شده است. دو نشانه برای مشکل مشروعیت وجود دارد که اولین نشانه اینکه دولت های مشروع از برگزاری انتخابات آزاد و سالم نمی ترسند و دومین نشانه اینکه نیروهای نخبه جامعه باید به طور اکثریت از یک دولت مشروع حمایت کنند و در ایران بر این اساس نیز دولت با مشکل مشروعیت روبروست.
دومین معضل، معضل کارایی است. همه می دانند که دولت در ایران حجیم ترین و وسیع ترین نهاد موجود است. دولت کارا باید سازمان ها را به سمت اهداف خودش ببرد و شاخص های عمده اقتصادی و اجماعی که به زندگی اکثر مردم مربوط است را کنترل کند. شاخصهایی چون بیکاری و رکود. دولت هایی که نتوانند این شاخص ها را پایین بیاورند با معضل کارایی روبرو هستند. ماشین دولت باید مشکلات ناشی از آسیب های اجتماعی مثل اعتیاد و جرم و جنایت و حاشیه نشینی را از بین ببرد. ماشین دولت به طور کلی باید یکی از موتورهای پیش برنده توسعه اقتصادی و اجتماعی باشد.
معضل سوم معضل مشارکت سیاسی است. در همه کشورها دولت عنصری است که مشارکت سیاسی مردم را سازمان یافته کرده و سامان می دهد. هیچ کشور توسعه یافته ای وجود ندارد که دولت زمینه مشارکت مردم اش را در سیاست، اجتماع و اقتصاد فراهم نکرده باشد. در حالی که اکنون تمام اقشار متوسط که وسیع هم هستند نسبت به نهاد دولت در ایران بی اعتماد و حتی معترض اند.
معضل چهارم معضل روابط خارجی است. هیچ کشوری نمی تواند توسعه را در خود انجام دهد. باید با تمام دنیا همکاری و بده بستان داشت. در کشورهایی که توسعه یافته هستند در فرودگاه شهرهای بزرگ شان افراد کشورهای زیادی رفت و آمد می کنند که خود نشانه ای از توسعه یافتگی است. اگر این رفت و آمد نباشد شاخص های توسعه کم میشوند. دولت فعلی در روابط خارجی با معضل روبروست و نتوانسته است که با دنیا آنطور که باید روابط برقرار کند. در زمان آقای هاشمی، دولت شروع به تشنج زدایی کرد و در زمان آقای خاتمی دولت اعتماد سازی را اصل قرار داد.
دکتر جلایی پور: رهبری جنبش سبز، یک رهبری نجیب است، در فضای بی حیایی سیاسی
دکتر جلاییپور سخنران اول این مراسم بود. وی گفت: اولین خصیصه جامعه ایران بعد از انتخابات این است که دولت در ایران با چهار معضل روبروست که به ترتیب این معضلات تبدیل به بحران می شود، دومین خصیصه ظهور و شکل گیری یک جنبش فراگیر اجتماعی، مدنی، مسالمت آمیز و پیش برنده است. در ارتباط با خصیصه اول باید گفت که اولین معضل عدم مشروعیت سیاسی است. در دولت هایی که مشروع باشند، اکثریت مردم حکمرانی دولت را بدون ترس قبول می کنند و خودشان در ساختن دولت سهیم می شوند."
از این نظر، دولت در ایران مشروع نیست، قبلا هم با مشکل مشروعیت رو برو بوده است ولی این مساله بعد از انتخابات شدیدتر شده است. دو نشانه برای مشکل مشروعیت وجود دارد که اولین نشانه اینکه دولت های مشروع از برگزاری انتخابات آزاد و سالم نمی ترسند و دومین نشانه اینکه نیروهای نخبه جامعه باید به طور اکثریت از یک دولت مشروع حمایت کنند و در ایران بر این اساس نیز دولت با مشکل مشروعیت روبروست.
دومین معضل، معضل کارایی است. همه می دانند که دولت در ایران حجیم ترین و وسیع ترین نهاد موجود است. دولت کارا باید سازمان ها را به سمت اهداف خودش ببرد و شاخص های عمده اقتصادی و اجماعی که به زندگی اکثر مردم مربوط است را کنترل کند. شاخصهایی چون بیکاری و رکود. دولت هایی که نتوانند این شاخص ها را پایین بیاورند با معضل کارایی روبرو هستند. ماشین دولت باید مشکلات ناشی از آسیب های اجتماعی مثل اعتیاد و جرم و جنایت و حاشیه نشینی را از بین ببرد. ماشین دولت به طور کلی باید یکی از موتورهای پیش برنده توسعه اقتصادی و اجتماعی باشد.
معضل سوم معضل مشارکت سیاسی است. در همه کشورها دولت عنصری است که مشارکت سیاسی مردم را سازمان یافته کرده و سامان می دهد. هیچ کشور توسعه یافته ای وجود ندارد که دولت زمینه مشارکت مردم اش را در سیاست، اجتماع و اقتصاد فراهم نکرده باشد. در حالی که اکنون تمام اقشار متوسط که وسیع هم هستند نسبت به نهاد دولت در ایران بی اعتماد و حتی معترض اند.
معضل چهارم معضل روابط خارجی است. هیچ کشوری نمی تواند توسعه را در خود انجام دهد. باید با تمام دنیا همکاری و بده بستان داشت. در کشورهایی که توسعه یافته هستند در فرودگاه شهرهای بزرگ شان افراد کشورهای زیادی رفت و آمد می کنند که خود نشانه ای از توسعه یافتگی است. اگر این رفت و آمد نباشد شاخص های توسعه کم میشوند. دولت فعلی در روابط خارجی با معضل روبروست و نتوانسته است که با دنیا آنطور که باید روابط برقرار کند. در زمان آقای هاشمی، دولت شروع به تشنج زدایی کرد و در زمان آقای خاتمی دولت اعتماد سازی را اصل قرار داد.
در عین حال، بر اساس رویکرد تضادی، جامعه متشکل از گروه های اجتماعی متفاوتی است که دارای علایق و منافع مختلف و متضادی هستند. هر تغییر و تحول اجتماعی عملا در راستای منافع و ارزش های گروه هایی خاص و برعلیه منافع و ارزش های گروه هایی دیگر است. در نتیجه جامعه همواره صحنه تعامل، رقابت و ستیز گروه های مختلفی است که هم عامل برخی تغیییرات اجتماعی و به هم خوردن تعادل های پیشین هستند و هم در مقابل برخی تغییرات ایستادگی می کنند. رویدادها و تحولات اجتماعی و سیاسی نتیجه این تعامل ها رقابت ها و ستیزهاست.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 را می توان نتیجه بی توجهی نظام سیاسی پیشین به تغییرات بنیادین اقتصادی-اجتماعی و عدم ارائه پاسخ مناسب و به هنگام اصلاحی به عدم تعادل های ایجاد شده در جامعه و در نظام جهانی دانست. این پیروزی سرآغاز یک تعادل جدید برای استقرار آرمان های تاریخی مردم ایران بود. در طی سه دهه گذشته تحولات اجتماعی گسترده و ژرف مثل افزایش نسبت شهرنشینی، گسترش آموزش عمومی و تحصیلات دانشگاهی، گسترش حضور زنان در عرصه اقتصاد و اجتماع، دسترسی گسترده به رسانه های مدرن، مشکلات مزمن اقتصادی مثل نرخ تورم و بیکاری دورقمی، افول ایدئولوژی های انقلابی در سطح داخلی و خارجی، و ... ناسازه ها و عدم تعادل های جدیدی در جامعه ایران ایجاد کرده است که رویدادها و صف آرایی های سیاسی دهه 70 به این سو را می توان نتیجه این تحولات دانست. در درون نظام سیاسی برآمده از انقلاب، اصلاح گرایی و اصول گرایی یا بنیاد گرایی دو پاسخ متفاوت به این تحولات هستند.
آنچه که در سپهر سیاست و سپهر عمومی در ایران امروز جریان دارد و معادله جنبش اصلاحی و ضدجنبش را ایجاد کرده است بازنمای عدم تعادل های ایجاد شده و صف آرایی های دو جریان فوق است. اگر از منظر رویکرد بی سازمانی اجتماعی به موضوع بنگریم، اصلاحگری همواره پاسخی معقول و به هنگام به ضرورت های اجتماعی و تاریخی است. در نتیجه اصلاحگران در پی ایجاد تغییرات لازم در جهت رسیدن به یک تعادل و هماهنگی جدید در نظام اجتماعی سیاسی و حفط کارآیی، وجاهت، و ماندگاری نظام هستند. از طرف دیگر، از منظر تضاد ارزشی، اصلاحگری بازنمای تفکری عقلانی برای عقب نشینی های به هنگام و فدا کردن ارزش ها و منافع کهتر برای حفط ارزش ها و منافع برتر است.
این راه ماندگاری نظام سیاسی برخاسته از انقلاب را تضمین می کند و پویایی لازم برای سازگاری با شرایط جدید را در آن ایجاد می نماید. عدم تعادل های ایجاد شده گسترده تر و عمیق تر از آن است که نظام سیاسی بتواند نا آرامی های سیاسی برآمده از آنها را با توسل به قدرت تمام عیار به صورت موثر و بلند مدت مهار کند. مکن است بتوان این جنبش را با توسل به زور مهار کرد و اوضاع را به ظاهر متعادل نشان داد اما این تعادل به دلیل پاسخ ندادن به مطالبات اجتماعی و سیاسی ناشی از تحولات فوق الذکر ناپایدار و شکننده خواهد بود و حکومت را فاقد کارایی و وجاهت اخلاقی و مردمی خواهد ساخت. از این رو پاسخ اصلاحگرایان پاسخ موثرتری برای ماندگاری نظام سیاسی و مصلحت جامعه ایران است.
دکتر سعید معبدفر: عده ای می خواهند ارزشهایشان را بر همه جامعه تحمیل کنند
دکتر سعید معبدفر، در سخنان خود با عنوان "شكافهاي اجتماعي و جنبش سبز" اظهار داشت: از نقطه نظر جامعه شناسي، مسائل اجتماعي عموما به شرايطي در يك جامعه اطلاق ميشود كه از حالتي عادي خارج شده باشد يا در عملكرد معمول جامعه اختلالي جدي ايجاد شده باشد. امروز به نظر ميرسد هم از نظر موافقان وضع موجود و هم از نظر مخالفان، ما در رابطه با جنبش سبز در چنين شرايطي قرار داريم. اما در تحليل علل بروز چنين شرايطي در جامعه اختلافي جدي وجود دارد.
عدهاي با تاسي به رويكرد نظم و انسجام اجتماعي، ارزشها و هنجارهاي خودساخته را به جامعه تعميم داده و با فرض آنكه مردم ايران ملتي يكپارچه هستند و در اين ارزشها و هنجارها اختلافي ندارند، وضعيت بوجود آمده را ناشي از توطئه بيگانگان، و مسببين و هواداران را يا عامل خارجي و يا فريبخورده فرض ميكنند كه ميخواهند در نظم و انسجام اجتماعي اختلال ايجاد كنند. اما عدهاي ديگر، اين فرض را زير سوال برده و با رويكردي تضادي، اصل تنوع و تكثر جامعه ايراني را در نظر ميگيرند.
عدم توجه به اين ويژگي جامعه ايراني طي سالهاي متمادي موجب شده است تا گروهي كه كنترل اوضاع را در دست دارند با فرض تعميم ارزشهاي خود بر كل جامعه، مانع از تجلي و جريان يافتن ارزشها و هنجارهاي گروههاي كثيري از مردم شوند و در نتيجه آن شكافهاي اجتماعي موجود در مقطع فعلي سر برآورند و با انباشتگي در كنار يكديگر، جنبشي فراگير را موجب شوند.
دکتر ناصر فکوهی: این موقعیت، شکننده و پر خطر است
دکتر ناصر فکوهی در صحبتهای خود با عنوان "تحلیلی بر دلایل «موقعیت کنونی» به مثابه یک آنومی اجتماعی سیستمیک" گفت: انتخابات خرداد 1388 و رویدادهای پیش و پس از آن ، ابتدا در قالب هایی اتوپیایی و سپس در چشم انداز هایی اعتراضی و مطالباتی ، از ابعاد گوناگون (از جمله وبه ویژه بعد ژئوپلتیک منطقه ای ، سیاسی ،نهادی و غیره) قابل درک و تحلیل است. و "موقعیت کنونی " را نیز می توان به صورت های متفاوت تعریف کرد.
اما در این نوشتار رویکرد ما، رویکردی تحلیلی از بعد اجتماعی است که در آن، پدیده ای که اغلب یک "بحران" نامیده شده و در لایه های مقطعی تحلیل شده است، عمدتا به مثابه ی یک" آنومی اجتماعی سیستمیک" در نظر گرفته ایم. این آنومی (در معنایی در آن واحد کارکردی و ساختاری ) هرچند در ابعاد اتوپیایی، مطالباتی و اعتراضی به بیان در آمده ، اما به باور ما بیش از هر چیز در بعد دراز مدت آن و به دلایلی که سیستم اجتماعی کشورمان باز می گردد ، قابل تحلیل بوده و ارزش تحلیل در این زمینه نیز که اغلب کمتر به آن توجه شده، به عقیده ما می تواند در خروج از این موقعیت شکننده ، و پر خطر مفید واقع شود.
این ضرورت را می توان در خلاصه ترین شکل آن ضرورت یک الگوی "بازی دموکراتیک" نامید، که ضرورت نزدیک شدن عقلانی، معتدلانه و به دور از هرگونه رادیکالیسم به آن از شدت آنومی کاسته و دور شدن غیر عقلانی، تند روانه و خشونت آمیز از آن بر شدت آنومی می افزاید به باور ما، موقعیت آنومیک کنونی به دلایل در آن واحد درونی، ژئوپلیتیک منطقه ای و جهانی، قابلیت بسیار اندکی برای تبدیل شدن به اشکال گسترده تنش را دارد و تنها می تواند ظرفیت های منفعلانه خشونت و از کار افتادن سیستم های اجتماعی جبران کننده و تعادل دهنده را ایجاد می کند که این امر به شدت در چرخه های دراز مدت، خطرناک و زیان بار است.
بنابراین مهم ترین مسئله در حال حاضر از نظر ما، درک کنشگران اجتماعی، و به ویژه نخبگان و دست اندر کاران از روند پیچیده کنونی (از لحاظ درونی و از لحاظ جهانی ) و تلاش برای یافتن راهکار های کوتاه مدت و راهبردهای دراز مدت برای کاهش رادیکالیسم در جهت تغییر وضعیت یا تحمیل اراده خود به آن در یک جهت و یا اعمال اراده گرایی و خشونت برای بازگشت به موقعیت "تعادل شکننده" پیش از "واقعه ی انتخابات" در جهت دیگر است.







هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر