یادآوری

اگر از مرورگر اینترنت اکسپلورر (Internet Explorer) استفاده می کنید ممکن است برای بالا آمدن کامل سایت چند ثانیه ایی توقف داشته باشید، که در مرورگر فایر فاکس (Firefox) بدین گونه نمی باشد.

میر حسین موسوی : می ایستیم تا جریان حاکم به قانون اساسی بازگردد

تفسیر خبر

برداشت و امید من این است که جریان حاکم به اجرای قانون اساسی و همه اصول آن برگردند و فضای امنیتی و نظامی را کنار گذارند و فضا را باز کنند ولی اگر این راه رفته نشود مجبوریم بایستیم چون ما نظام و کشور و انقلاب را دوست داریم * جنبش سبز مطالبه زیادی ندارد اما ظاهرا اجرای همین خواسته برای آنها بسیار سخت است و از این رو افسانه سازی در مقابله با این جنبش می کنند و خود در دام این افسانه سازی و دروغ هایی که می بافند ، می افتند. با این حال دعا می کنم که جریان حاکم از این دائره تنگی که برای خود ساخته اند خارج شوند و اداره کشور به مسیر و روال مطلوب باز گردد * مسئله دروغ مسئله اصلی ما شده و مردم نسبت بدان اعتراض دارند که متاسفانه در همه سطوح حاکمیت و تبلیغات جریان دارد و مردم را نسبت به اصل و اساس این نظام مسئله دار و در باورهاشان تردید ایجاد کرده است * جنبش سبز باید با همه قشرهای اجتماعی پیوند خورد و مسائل آنها را مطرح کند. کارگران و معلمان و … هدف جنبش سبز ایجاد زندگی بهتر برای همه و به ویژه اقشار فرودست و آسیب پذیر اجتماعی است * زندانی ها قهرمان مردم شده اند و چه استقبالی از آنها می شود و این نشانه بی اثری اینگونه کارها در مقابله با جنبش و خواست مردم است.

۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه

وظیفه نخبگان چیست؟


سیاستمدار کسى است که سیاست را مى‌شناسد، و قدرت و بزرگترین مظهر آن در شرایط کنونی، یعنى قدرت دولتى به همراه مبانی، مولفه‌ها، اجزا و شیوه‌هاى دستیابى به آن را درک و به گونه‌اى تلاش مى‌کند بر این قدرت تاثیرگذار باشد؛ خواه غیرمستقیم از طریق آگاهى‌بخشى و وارد آوردن فشار بر فضاى فعل و انفعالات قدرت رسمى و خواه به شکل مستقیم؛ یعنى به گونه‌اى براى ورود به قدرت دولتى گام بردارد و نقشى در دایره تصمیم‌گیرى سیاسى ایفا کند. ممکن است سیاستمدار را بیشتر دایرمدار عرصه تصمیم‌گیرى تعریف کنیم که وقتى به قدرت تصمیم‌گیرى رسید، سعى کند از ابزارهاى عدم تصمیم‌گیرى هم استفاده کند و براى تحکیم قدرت خود به هژمونى و ابزارهاى استیلاى فرهنگى متمسک شود، ولى قدرت دیگرى نیز وجود دارد که مى‌توان از آن به عنوان قدرت عدم تصمیم‌گیرى یاد کرد. این قدرت پیش از آن‌که به توان تصمیم‌گیرى تعریف شود، به اعتبار آن تعریف مى‌شود. بسیارى افراد هستند که شاید نشود به آنها سیاستمدار به معناى متعارف آن گفت، ولى به گونه‌اى در سیاست ما اثرگذارند و گروه‌هاى منزلت نوعا این‌چنین هستند.

نگارنده معتقد است که در شرایط کنونی، ابهام و عدم شفافیت وجود دارد و آشفتگى ایجاد شده است؛ به طورى که نمى‌توان به طور شفاف داورى کرد که حال و روز سیاستمدار و غیرسیاستمدار ما چیست.

فضاى کنونى ما به گونه‌اى است که معلوم نیست چه کسى سیاستمدار است و چه کسى سیاستمدار نیست، فضاى مبهمى ایجاد شده که با توجه به این‌که همه چیز سیاسى شده، مى‌شود گفت همه هم سیاستمدار هستند و هم سیاستمدار نیستند، من این حالت را با دوام نمى‌دانم و از عواقب آن نگرانم.

امروز شرایطى در کشور حاکم شده که به راحتى نمى‌شود سره را از ناسره جدا کرد و عده‌اى هم که مى‌توانند این کار را انجام دهند، متاسفانه یا احساس امنیت لازم را نمى‌کنند یا احساس مى‌کنند حرف آنها خریدار ندارد، در نتیجه سکوت اختیار مى‌کنند، بنابر این در این آشفته‌بازار عده‌اى که زمینه را براى تاخت‌وتاز خود مستعد مى‌بینند، با لطایف‌الحیلى سوار بر موج سیاست مى‌شوند و به نحوى سوفسطایى‌مسلک به مسائل مى‌نگرند؛ ویژگى سوفسطاییان این بوده است که خود را متخصص همه چیز مى‌دانستند، ولى درهیچ چیز تخصص نداشتند.

میدان‌دار‌شدن چنین افرادى موجب مى‌شود از عقلانیت لازم دور شویم و فرد نخبه از ورود به صحنه باز بماند، یا خود را محروم کند و یا امنیت خاطر نداشته باشد. متاسفانه امروز ما در چنین فضایى قرار گرفته‌ایم؛ فضایى که با انواع و اقسام انگ‌ها و تهمت‌ها عجین شده و برخى از همان ملاک‌ها و معیارهایى که اساس وحدت‌بخشى رجال سیاسی، نظام و مردم ما بوده، امروز به ابزارهاى افترا و تهمت‌زنى تبدیل شده است؛

آنچه در حال حاضر به چشم مى‌آید، شتاب‌زدگی، رفتار احساسى و هیجانی، انگ و برچسب‌زدن و یک فضاى سرشار از تهمت است که نه با رفتار عقلانى سازگار است و نه با سیاستى که در جمهورى اسلامى تعریف شده و قرار است در راستاى ارزش‌ها باشد.

فضایى که امروز در آن قرار داریم تا حدى معلول کنش، اعمال، رفتار و سیاست‌ورزى گذشته سیاستمداران ما بوده است؛ یعنى کسانى که باید در عرصه قدرت دولتى خوب سیاست‌ورزى مى‌کردند، خوب عمل نکردند و خودشان متوجه این مسئله نبودند، یا این‌که در مقطعى نوعى ماکیاولیسم را کلید زدند که نسبتا سکولار بوده و امروز به واکنش آن تبدیل شده و به نظر من سر از نوعى ماکیاولیسم مذهبى درآورده است.

متاسفانه وقتى به رفتار سیاست‌مداران در گذشته نگاه مى‌کنم متوجه برخى بى‌اخلاقى‌ها و عدم توجه به عقلانیت و توجه به نقش ابزارى حکومت مى‌شوم؛ یعنى گروه‌هاى سیاسى ما در گذشته و در شرایط کنونى اشتباهاتى داشته‌اند و یک ارتباط زنجیره‌اى بین شرایط فعلى و گذشته وجود دارد که باید آسیب‌شناسى شود.

بى‌تردید یکى از ضرورى‌ترین گام‌هایى که باید در شرایط فعلى برداشته شود و همه به ضرورت آن واقف هستند، این است که افراد، نخبگان و چهره‌هاى سیاسى تاثیرگذارى که التزامى به مبانى نظام دارند، بتوانند در یک عرصه مناسب حرف‌هاى خود را بزنند و مشکلات و مسائل را بیان کنند تا ریشه‌یابى و راه ‌حلى براى آن‌ها ارائه شود؛ این یک امر ضرورى است و سیاستمداران و اصحاب قدرت حاکم باید نسبت به آن اهتمام ورزند و بستر لازم را فراهم کنند.

حتى کسانى که مى‌گویند با مساله‌اى به نام افتراق ملى روبرو نیستیم تلویحا تایید مى‌کنند چنین مشکلى داریم و ضرورتى به نام وحدت ملى وجود دارد. اگر بنا به دلایلى برخى صاحبان قدرت تن به فراهم کردن بستر مناسب براى شنیدن حرف‌هاى همه گروه‌ها ندهند، نخبگان مدنى و اجتماعى ما باید این وظیفه را بر دوش خود احساس کنند. علما و حوزه‌هاى علمیه ما باید متوجه این معنا شوند که جمهورى اسلامى دلالت سیاسى ارزش‌هاى تاریخى و آرمان‌هاى متعالى آن‌هاست و نمى‌توانند بى‌تفاوت از کنار آن رد شوند؛ پس بهتر است بستر را فراهم کنند تا شاید بتوانیم از شرایط فعلى به سلامت عبور کنیم و مسیر براى نظارت بیشتر و ایفاى نقش نظریه‌پردازى از سوى نخبگان هموار شود. فضاى امروز به هیچ وجه زیبنده نظام جمهورى اسلامى نیست و تمام شعارهاى ما که ملاک و ساز و کار وحدت ما بوده امروز ابزار افتراق و انشقاق ما شده است.

یک روز مساله مبارزه با آمریکا اساس وحدت ما بود، ولى متاسفانه امروز عده‌اى دیگرى را متهم مى‌کنند به اینکه شما مخالف آمریکا نیستید و فقط ما مخالف آمریکا هستیم و این اتهام با واقعیت منطبق نیست. متاسفانه تهمت‌هایى به افرادى زده مى‌شود که سابقه مبارزاتى درخشانى دارند و آنها را به همنوایى و همراهى با آمریکا متهم مى‌کنند، آن هم بدون این‌که هیچ سند محکمه‌پسندى نشان دهند؛ در حالى که خوش بود گر محک تجربه آید به میان، تا سیه‌روى شود هر که در او غش باشد. امروز همه نظام‌ها به این معنا رسیده‌اند که با بى‌اخلاقى‌ها در فضاى سیاسى برخورد کنند، ولى ما در برابر جو سنگین بى‌اخلاقی، بداخلاقی، تهمت، افترا، دروغ و حرف‌هاى بى‌سند سکوت مى‌کنیم و متاسفانه مدعى‌العموم اینجا وارد عمل نمى‌شود.

انقلاب، اخلاق، فرهنگ و سیاست‌ورزى صحیح و متناسب با جمهورى اسلامى مدعى‌العموم مى‌خواهد، ولى متاسفانه ما مدعى‌العموم نمى‌بینیم و این شبهه ایجاد مى‌شود که مدعى‌العموم فقط به یک عرصه خاص از ابعاد مختلف انقلاب اسلامى تعلق پیدا کرده است که البته آن هم مساله جداگانه‌اى است که ببینیم آیا واقعا در همین عرصه هم به درستى اداى وظیفه کرده و آیا از رفتارها و برخوردهاى جناحى به دور بوده است یا خیر؟ در پایان باید گفت توجه مدعى‌العموم به وظیفه ذاتى خود یکى از راه‌هاى برون‌رفت از شرایط فعلى کشور است باید بسترى در شرایط فعلى فراهم شود که چهره‌هاى مختلف سیاسی، غیرسیاسى و نخبگان جامعه بتوانند مساله‌شناسى کنند و مشکلات ریشه‌یابى شود تا راه حل‌هایى هم تعریف شود؛ چراکه این ضرورت حیاتى امروز ماست که اگر امروز به آن رسیدیم سریع‌تر مى‌توانیم از معضلات خارج شویم؛ ولى اگر این کار را انجام ندادیم و تعلل کردیم، مشکلات جدى‌ترى به سراغ ما خواهد آمد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر