روزنامه حیات نو در ستون «نگاه روز» خود یادداشتی از «غلامعلی رجایی» منتشر کرده است که درباره رابطه ایران با ایالت متحده آمریکا است. این کارشناس مسائل سیاسی درباره نحوه رویکرد دولت دهم به آمریکا از دیدگاه خود توضیحاتی ارائه و آن را بررسی کرده است. متن این یادداشت پیش روی شما است:
حیات نو-غلامعلى رجایی: سى سال از تصرف سفارت آمریکا در تهران گذشت. در تقویمهایى که در ایران چاپ مىشود این روز را روز مبارزه با استکبار جهانى نامیدهاند.
در اخبار این روزها آمده بود احمد توکلى نماینده مجلس در اعتراض به چراغ سبز نشان دادنهاى بىحاصل احمدىنژاد به اوباما با تعجب از او پرسیده چه تغییرى را در سیاستهاى اوباما دیده که این همه براى ارتباط با او از خود عجله نشان مىدهد!
رهبرى هم در دیدار خود با دانشآموزان و دانشجویان بسیجى بر مستکبر بودن آمریکا در زمان حال تاکید داشت و رابطه آن را در شرایط کنونى ممکن ندانستند.
مدیر مسئول کیهان هم در هفته گذشته در کنایهاى تذکرآمیز به احمدىنژاد به او یادآور شدکه امر رابطه با آمریکا در محدوده اختیارات او نیست و این مسئله به اختیارات رهبرى مربوط مىشود.
با مطالعه سطحى اینگونه خبرها و نظرها به همین سادگى مىتوان برداشت کرد که مگر دولت برخلاف نظر رهبری، آمریکا را مستکبر و شیطان بزرگ نمىداند که اینگونه با عجله به دنبال مذاکره با اوباماست.البته بعضىها دوستان و حامیان رئیس دولت دهم شاید بر این اعتقاد باشند که وجود این ثبات رأى در احمدىنژاد را باید به دیده تحسین نگریست! چراکه بنا به شهادت آدم و عالم! او در زمان تصرف لانه جاسوسى در سال۱۳۵۸ در زمره کسانى بود که با اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مخالفت کرده و به جاى آن معتقد به تصرف سفارت روسیه بوده است!
اینک چند پرسش:
۱-آیا آقاى احمدىنژاد سخنان صریح رهبرى را در ابتداى امسال در مشهد مبنى بر عدم مناسب بودن شرایط برقرارى ارتباط با آمریکا نشنیده است که اینگونه در این جاده یکطرفه برقرارى رابطه با آمریکا پیش مىتازد.
۲- آیا احمدىنژاد همانگونه که مدیر مسئول کیهان به او یادآورى کرده نمىداند مسئله رابطه با آمریکا از اختیارات رهبرى است؟ یا اینکه مىداند و هدفى دیگر را دنبال مىکند؟ در این صورت این هدف کدام است که وى ترجیح مىدهد آن را در بیرون از حوزه اختیارات خود دنبال نماید؟
اشتباه نشود.کسى مدعى آن نیست که رئیس دولت نباید هیچگونه نقش و نظر و اثرى در تعیین سیاستها و روابط خارجى کشور داشته باشد بلکه نکته در اینجاست که ایشان باید دیدگاههاى خود را مطابق با نظر و سلیقه رهبرى به پیش ببرد و از تکروى در مواردى که به هردلیل نظر خود را با رهبرى یکى نمىداند- همانند نصب مشایى به معاون اولى خود که متاسفانه براى آن بهاى بسیار سنگینى پرداخت- به شدت بپرهیزد تا در نهایت از حنجره نظام یک صوت و صدا بیرون آید و به گوش خودىها و غیرخودىها برسد.
۳-آقاى احمدىنژاد بر چه مبنا و طبق کدام معیار و بر اساس کدامین موازنه و معادله سیاسى برقرارى رابطه با آمریکا – که رهبرى بارها آن را در این شرایط و موقعیت به مصلحت نمىداند- را مفید و به نفع ملت انقلابى ایران مىداند که رهبرى و مجلس و ملت از منافع سرشار آن بىخبر و غافلند؟اگر واقعا ایشان در این ارتباط، منافعى مىبیند چرا درکمال شجاعت آنها را با افکار عمومى در میان نمىگذارد تا از عکسالعمل مردم خود در این ارتباط باخبر شود؟
۴- آیا تجربه دخالت آشکار و از روز روشنتر آمریکایىها در انتخابات ریاست جمهورى افغانستان در این روزها و هفتهها که حتى سر و صداى کسى مانند حامدکرزاى را هم درآورده است براى رئیس دولت کافى نیست تا در تعامل خود با شیطان بزرگ این همه سطحى و سادهاندیشانه و شتابزده نباشد؟
۵-آیا آمریکایى که احمدىنژاد مشتاقانه به دنبال رابطه با آن است بهتر از این مىتواند در بیخ گوش کشور ما، ملتى مانند عراق مسلمان را هر روز و هر روز در سرزمین خودشان به خاک و خون بکشاند و منابع و سرمایههاى آن را به غارت و یغما برد و ایشان بىخیال از این همه جنایتى که آمریکا در حق همسایگان ما اعمال مىکند و از ریختن خون پیروان محمد(ص) سیر نمىشود به فکر رابطه با این رژیم جهنمى باشد؟
آقاى احمدىنژاد، لطفا به تقویم ایران دست نزنید.!




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر